اهل سنت
اهل سنت- كتب دینی و مذهبی- مقالات مذهبی- مکتب قرآن کردستان
|
|
بیستم بهمن ماه سالگرد شهادت کاک احمد مفتی زاده - رحمه الله علیه امروز بیستم بهمن ماه است . روزی که یکی از اسطوره های استقامت و ایمان و شجاعت و یکی از چه غریبانه به سرزمین ابدی و آرامت کوچیدی و چه آشنا و صمیمی بودی وقتی هر سخنت حجتی بود تا کوره راه ها روشن شوند و چراغی بر فراز راه باشی. وجودت شمع شد تا تاریکی کوچه های راه را به فروغش تابناک کنی و امروز چه روزها بر ما رفت و تو نبودی. چه حرف ها گفتند و چه پیرایه ها بستند و افسانه ها بافتند و چه حکم ها به نامت صادر کردند . تو اقیانوس بودی با فکری که مرهم بود برای همه و تو را و افکارت را منحصرانه و دیکتاتورانه به مردابی تشبیه کردند که حتی راه به برکه ای هم نداشته باشد. تو باران بودی و کویر فکرهایمان را سیراب می کردی ولی تو را در شیشه ی عقاید کوچکشان زندانی کردند. حرف هایت را که یک مثنوی سخن بود در تک بیت های شعرت خلاصه کردند و ندانستند که تو برای همه باید باشی نه فقط برای گروهی که خودشان را وارثت معرفی می کنند. مگر می شود عقیده را و حرف هایت را گروگان کوته فکری هایشان کنند این گروه ناباور، که تو را با تمامی فراخی و فرحناکی به کوتاهی قلعه ی کوچک بدل کرده اند. با عقایدی گسسته، بسته به خواب و خیال به تفسیرت نشسته اند. شعرهایت را با تفسیر به رأی و منفعت خود به خورد مردمان می دهند. اگر خودت بودی به راستی خطی بر تمام تعبیرهایشان می شدی، حالا بدون خود خودت برایت تصویر ترسیم می کنند. امروز در شانزدهمین سال کوچ ناباورانه ات معترض به تمام حرف هایشان درباره ی تو می نویسم و خوب می دانم اینان نه تو را خوب می شناسند و نه خوب می شناسانند . اینان نفع خود را، تفسیر خود را، سایه ی خود را پشت تو پنهان کرده اند و من خوب می دانم که باید دنبالت بگردم، پشت تمام حرف هایی که می گویند مال توست و نیست، و تفسیر هایی که می کنند و نیست. من تو را نه در برکه و دریا که در مسیری اقیانوسی می خواهم با تمام گستردگی نه در حجم کوچک شعرهایت، نه در معنی کم رنگ حرف هایت. این جا هرکس از تو بگوید سرزنش می شود. هرکس حرف هایت را تکرار کند، سرکوبش می کنند . از تو تصویری توتالیتری ساخته اند که مرز حرف هایت از دایره ی کنش آن ها فراتر نرفته است. این ها تو را در شعاعی خفیف تر از سایه هایت زندانی کرده اند و هر حرفی را غیر از زبان خودشان درباره ی تو محکوم می کنند. چقدر تنگ نظرانه تو را در قفس نوشته هایت فشرده اند. من تو را با حرف های دیگر از زبان کسی دیگر می خواهم. آن ها بین همه و خودشان ، مرز خودی و غیر خودی کشیده اند و دره ی اختلاف به اندازه ی تمام کردستان . و تو با آن عکس آشنا و نگاه پر سخنت گویی سخنان مکررت را تکرار می کنی و من خوب می دانم به غلط از تو می گویند و تو آنی نیستی که اینان می گویند. امروز برایت، ای عزیز رفته، از دلتنگی مردمی می گویم که دلشان نمی خواهد تو را قسمت کنند. تو مال هیچ کس نیستی اما عده ای تو را در فکرهای کوتاه و بی منطقشان محبوس کرده اند و مفری برای فردائیان در حرف های تو نیست. کاش بودی و با حرف هایی تازه می گفتی که بوی تمام کهنگی و زنگار تمام شعرهایت را از دفترهای خاک آلودشان می گرفتی که تو در شعر و گیومه و پرانتز خلاصه نمی شوی. مگر می شود اقیانوس را سد بست و یا دریا را در کوزه ای ریخت. کاش بودی و می دیدی که در حقت و در حق یارانت چه جفاها کردند . یارانت را راندند و از دل شعرهایت تفسیری به نفع خود خارج کردند. کاش بودی و می دیدی... ! منبع: ناجی کرد نوشته شده توسط فاروق اعظم | لینک ثابت | موضوع: کاک احمد مفتی زاده |
|
|